السيد محمد حسين الطهراني

157

امام شناسى (فارسى)

ابو حنيفه گفت : مثل حديث عباية اسدى : انَّ عَلِيّاً قَسيمُ الْجَنَّةِ وَ النّارِ اعمش گفت : مرا بنشانيد ، و تكيه دهيد ، به آن خدائى كه مسير من به‌سوى اوست ، براى من روايت كرد : موسى بن طريف ، امام بنى اسد از عباية بن ربعى ، امام حىّ كه گفت : سَمِعْتُ عَلِيّاً يَقولُ : انَا قَسيمُ النّارِ اقولُ هذا وَلييّى دَعيهِ وَ هذا عَدُوّى خُذيهِ شنيدم از على كه مىگفت من تقسيم كننده آتش هستم ، به او مىگويم اين ولى من است او را بگذار ، و اين دشمن است بگير . و حديث كرد مرا ابو المتوكّل ناجى ، در زمان امارت حجّاج ، از ابو سعيد خدرى از پيغمبر اكرم صلّى الّله عليه و آله : كه چون روز قيامت شود ، خداوند عزّ و جّل امر مىكند پس من و على بر صراط مىنشينيم و خطاب به ما مىرسد : داخل كنيد در بهشت هر كس به خدا ايمان آورده و شما را دوست داشته‌اند ، و داخل كنيد در آتش هر كس را كه به خدا كافر شده و شما را دشمن داشته است . ( و به لفظ ديگر بيندازيد در بهشت كسى كه شما را دوست داشته و بيفكنيد در دوزخ كسى كه شما را دشمن داشته است ) و حديث كرد مرا ابو وايل كه روايت كرد براى من ابن عباس : قال : قال رسول صلّى اللّه عليه و آله : اذا كانَ يَوْمَ الْقيمَةِ يَاْمُرُ اللهُ عَلِيّاً انْ يُقَسِّمَ بَيْن الْجَنَّةِ وَ النّارِ ، فَيَقُولُ للِنّارِ خُذى ذا عَدُّوى وَ ذَرى ذا وَلييّى . در اين هنگام ابو حنيفه ازار خود را بر سر انداخته ، و گفت : برخيزيد ؛ ابو محمّد تا به حال سخنى از اين بزرگ‌تر نگفته است . « 1 » و نيز قندوزى گويد : در كتاب جواهر العقدين دارقطنى از ابى الطفيل عامر بن واثله الكنانى تخريج كرده است كه : انَّ عَلِيّاً قالَ حَديثاً طَويلًا فِى الشُّورى ، وَ فيهِ انَّهُ قالَ لِاهْلِ الشُّورى : فَانْشِدُكُمْ بِاللهِ هَلْ فيكُمْ احَدٌ ، قالَ لَهُ رَسولُ اللهِ صلى الله عليه و آله : انْتَ قَسيمُ النّارِ وَ الْجَنَّةَ غَيْرى ؟ قالوا اللّهُمَّ : لا . در مجلس شورى كه عمر انتخاب خليفه بعد از خود را در شش نفر گذارده بود ، أميرالمؤمنين عليه السّلام كه در ميان آنها و از جمله آنان بود ، ضمن حديثى طويل

--> ( 1 ) مناقب ج 1 ص 374